أبو علي سينا

ديباچه 92

النجاة من الغرق في بحر الضلالات

أو نگارندهء تاريخ فيلسوفان است كه سجستانى وبيرونى وابن أبي اصيبعه از ان ياد كرده‌اند ، از أو است گزارش قاطيغورياس ودوآنالوطيقا وطوبيقا وسماع طبيعي وكون وفساد وما بال ( ابن أبي اصيبعه 1 : 104 - گفتار من دربارهء تاريخ تاريخ فلسفه ) وردى بر أرسطو دارد . ابن سينا در اختلاف الناس في امر النفس وامر العقل ( مهدوى 12 ) كه همان نامهء أو به كيا است ( آغاز مباحثات چاپ بدوي در أرسطو عند العرب ص 121 وص 28 ديباچه ) از خرده‌گيرى يحيى نحوى از أرسطو ياد مىكند وآن را سست مىخواند ومىگويد كه من آن را در نگارش بزرگم بنام شفاء رد كردم وشكوكى را كه أو آورده است همه كس در نمىيابند وبايد هم با ژرف نگريستن به سماع طبيعي آن را تباه ساخت . ابن سينا گويا در اينجا از فارابى پيروى كرده باشد ( رسائل فلسفي بدوي ص 17 و 108 ) گويا به پيروى از يوحناى فيلوپونس كه نمونه‌اى از ردش بر أرسطو در صوان الحكمة سجستانى ( ص 276 ) مىبينيم ( گفتار كرامر JoelL . Kraemer در روزنامه انجمن خاورشناسى آمريكا JAOS سال 1965 ( 85 : 3 ) ص 319 - 327 ) گروهى از دانشمندان مانند أبو حاتم رازي وابن رضوان مصرى وغزالى طوسي كه ابن رشد از اين دو خرده گرفته است وديگران ، بر فلسفه وبه ويژه بر أرسطو وفارابى رد نوشته‌اند . از پيروان غزالى كه مىگويند نگارش يوحنا را در دست داشته ودر تهافت از شفاء ورسالهء معاد واضهويه خرده گرفته است ( ترجمهء شفاء از قنوانى 37 - 43 ) مىتوان اينان را برشمرد : أفضل الدين غيلانى ، شهرستانى ، سيد إسماعيل گرگانى ، سهلان پسر ساوى كه خرده‌گيرىهايى از نجات كرده است ( روان كوشكو 15 / 2042 گ 176 پ - 188 پ ) ، شهاب الدين يحيى سهروردى ، ابن العربي ، شهاب الدين عمر سهروردى ، أثير الدين ابهرى ، علاء الدين لقمان خوارزمي ، مكلاتى ، قطب راوندى ، خواجه‌زادهء رومى ، علاء الدين طوسي ، جامى ، شاه محمد قزوينى ، محمد امين بن معين الدين ، حسام الدين لاهيجى ، محمد طاهر شيرازي ، محمد كاشاني ، محمد جعفر شيخ الإسلام سپاهانى ، پردازندهء توحيد نامه در جلاء القلوب ، محمد على بهبهانى شيرازي ، أبو سعيد ظهور الحق ، عبد الله رومى مستجىزاده .